<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1393 جلد16 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>آپوپتوز در بیماری‌های نورودژنراتیو</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2042&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیماری های نورودژنراتیو موجب بروز دامنه وسیعی از اختلالات نورولوژیک در سیستم عصبی مرکزی می گردد. امروزه محققین بر نقش محوری آپوپتوز در بیماری های نورودژنراتیو تاکید فراوان دارند. با توجه به محدودیت های موجود در توانایی ترمیم سیستم عصبی مرکزی آسیب دیده، کاهش آسیب های وارده از طریق مهار مرگ سلول های عصبی بسیار حائز اهمیت است. در دهه های اخیر پیشرفت های قابل توجهی در زمینه شناخت فرایند آپوپتوز در سطح مولکولی به دست آمده است. همچنین با توجه به شناخت مکانیسم های موثر در فرایند آپوپتوز، تحقیقات متعددی نیز در خصوص بررسی اثرات احتمالی ترکیبات نوروپروتکتیو در کاهش یا مهار آپوپتوز سلول های عصبی صورت گرفته است. در این مقاله مروری بر مکانیسم های مولکولی فرایند آپوپتوز و نقش آن در پاتولوژی بیماری های نورودژنراتیو تا حدامکان انجام شد. همچنین مروری بر تلاش های انجام شده در زمینه مهار آپوپتوز سلول های عصبی توسط ترکیبات نوروپروتکتیو در مدل های انسانی و تجربی بیماری های نورودژنراتیو صورت گرفت.</description>
						<author>علیرضا خلعتبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مصرف کوتاه‌مدت ویتامین C و E بر شاخص پراکسیداسیون لیپید و کوفتگی عضلانی تاخیری در بازیکنان حرفه‌ای بسکتبال</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2043&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : فعالیتی که با الگوی حرکتی جدید و یا با شدت زیادی انجام شود؛ اغلب منجر به احساس درد و ناراحتی عضلانی می شود که مشخصه آن تاخیر در بروز درد بوده و تحت عنوان کوفتگی عضلانی تاخیری نامیده می شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ویتامین C و E بر شاخص پراکسیداسیون لیپید و کوفتگی عضلانی تاخیری در بازیکنان حرفه ای تیم بسکتبال شهرداری گرگان انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 24 بسکتبالیست حرفه ای مرد به صورت تصادفی در چهار گروه مکمل Vitamin C (1000 mg) ، Vitamin E (800 IU) ، Vitamin E (400 IU)+Vitamin C (500 mg) و دارونما (Glucose 500 mg) قرار گرفتند. گروه ها مکمل و دارونما را دو ساعت قبل و 22 ساعت بعد از فعالیت پرس پا و اسکوات مصرف نمودند. نمونه های خونی قبل، بلافاصله، 24 و 48 ساعت بعد از فعالیت اندازه گیری و میزان کراتین کیناز، مالون دی آلدهید و ویتامین C و E سرم تعیین شد. میزان درد عضلانی ادراک شده در عضلات ساق و ران تعیین گردید. یافته ها : غلظت مالون دی آلدهید در گروه ویتامین E در دوره زمانی 24 تا 48 ساعت پس از فعالیت کاهش معنی داری را در مقایسه درون گروهی نشان داد (P&lt;0.05). فعالیت کراتین کیناز سرم پس از فعالیت نسبت به سطوح پایه در هرچهار گروه افزایش یافت و این تفاوت ها 24 و48 ساعت بعد از فعالیت نسبت به سطوح پایه در هر چهار گروه معنی دار بود (P&lt;0.05). میزان درد عضلانی ادراک شده در هر چهار گروه پس از فعالیت افزایش یافت؛ اما تفاوت معنی داری در بین گروه ها مشاهده نشد. نتیجه گیری : مصرف کوتاه مدت مکمل ویتامین C و E چه به تنهایی و چه توام اثری بر کاهش درد و آسیب عضلانی و پراکسیداسیون لیپید حاصل از فعالیت پرس پا و اسکوات ندارد.</description>
						<author>علی ربیع نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر هشت هفته تمرین مقاومتی بر شاخص‌های هموستاز و نیم‌رخ لیپیدی مردان</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2044&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : تغییرات و عدم تعادل در سیستم هموستاز یکی از علل اصلی حملات قلبی است. اطلاعات متناقضی در مورد اثر تمرین منظم ورزشی به ویژه تمرین مقاومتی بر این عوامل وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرین مقاومتی بر شاخص های هموستاز و نیم رخ لیپیدی مردان انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 16 مرد در محدوده سنی 7.7&amp;plusmn;48.5 سال به طور تصادفی در دو گروه هشت نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. افراد گروه مداخله در یک برنامه تمرین مقاومتی (3 روز در هفته، به مدت 8 هفته) شرکت نمودند. وزن بدن، شاخص توده بدن و سطح عوامل انعقادی فیبرینوژن، زمان پروترومبین (PT) ، زمان نسبی ترومبوپلاستین فعال شده (PTT) و تعداد پلاکت ها و نیز عامل فیبرینولیتیک D-dimer و لیپیدهای پلاسما شامل تری گلیسرید، کلسترول، لیپیوپروتئین پرچگال و لیپیوپروتئین کم چگال اندازه گیری شدند. یافته ها : پس از 8 هفته تمرین مقاومتی سطح فیبرینوژن، PT ، PTT و تعداد پلاکت ها در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری کاهش و عامل فیبرینولیتیک D-dimer افزایش یافت (P&lt;0.05). در حالی که سطح کلسترول، تری گلیسرید، لیپیوپروتئین پرچگال و لیپیوپروتئین کم چگال تغییر معنی داری نداشت. نتیجه گیری : اجرای تمرین مقاومتی باعث کاهش شاخص های هموستاز در مردان بالغ گردید؛ اما بر نیم رخ لیپیدی اثری نداشت.</description>
						<author>ابوالفضل آقاباباییان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بذر شنبلیله و تمرین استقامتی شنا بر سطح گلوکز سرم و آنتی‌اکسیدان‌های بافت قلبی موش‌های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2045&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : افزایش گلوکز و اکسیداسیون آن یکی از دلایل افزایش تولید رادیکال های آزاد و ایجاد استرس اکسیداتیو است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی شنا و عصاره آبی بذر شنبلیله بر سطح گلوکز سرم و آنتی اکسیدان های بافت قلب موش های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین (STZ) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 50 سر موش صحرایی نر بالغ به صورت تصادفی در پنج گروه ده تایی کنترل دیابتی (DC)، کنترل سالم (دارونما، HC)، تمرین استقامتی شنا (S)، تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز بالا (SF1) (1.74 g/kg/bw) و تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز متوسط (SF2) (0.87 g/kg/bw) قرار گرفتند. در ابتدا دیابت در حیوانات گروه های دیابتیک، تمرین استقامتی، SF1 و SF2 با تزریق استرپتوزوتوسین به میزان 60 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن القاء شد. پس از شش هفته، سطح گلوکز سرم و فعالیت آنزیم های سوپراکسید دسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز بافت قلب موش های صحرایی اندازه گیری شد. یافته ها : کاهش وزن بدن در همه گروه ها به غیر از گروه دارونما مشاهده شد (P&lt;0.05). سطح گلوکز سرم به طور معنی داری در گروه های تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز بالا و دارونما در مقایسه با گروه کنترل دیابتی کاهش نشان داد (P&lt;0.05). افزایش معنی داری در میزان آنتی اکسیدان های بافت قلبی در گروه های تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز بالا و متوسط، تمرین استقامتی شنا و دارونما در مقایسه با گروه کنترل دیابتی مشاهده شد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : ترکیب تمرین استقامتی شنا و عصاره بذر شنبلیله سبب افزایش آنتی اکسیدان های بافت قلب و کاهش سطح گلوکز سرم می گردد.</description>
						<author>خسرو جلالی دهکردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اسانس زیره سیاه بر زخم معده القا شده موش‌های صحرایی</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2046&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : زیره سیاه در طب سنتی ایرانی برای درمان بسیاری از بیماری ها از جمله اختلالات دستگاه گوارشی و به ویژه درمان زخم های معدی کاربرد دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر اسانس زیره سیاه بر زخم معده القا شده با ایندومتاسین و اتانول در موش های صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی میزان LD&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; موش های صحرایی بر اساس روش لورک تعیین شد. برای بررسی مسمومیت کوتاه مدت 24 سر موش به طور تصادفی به 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. در گروه های اول تا سوم به ترتیب غلظت های 80 ، 125 و 250 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از اسانس زیره سیاه و در گروه چهارم حجم برابری از توین 80 (2درصد) به مدت 14 روز به موش ها خورانده شد. برای سنجش فعالیت ضدزخمی اسانس زیره سیاه موش های صحرایی در گروه های 6 تایی شامل دریافت کننده توین، دریافت کننده سایمتدین 100 mg/kg/bw ، امپرازول 30 mg/kg/bw و اسانس زیره سیاه با دوزهای 20, 40, 80 mg/kg/bw در دو گروه زخم معده القا شده با ایندومتاسین 100 mg/kg/bw و اتانول خالص یک میلی لیتر قرار گرفتند. یافته ها : مقدار LD&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; برابر با 375 mg/kg محاسبه شد. دریافت تک دوز و روزانه در دوزهای مورد بررسی بدون این که تغییری در رفتار، وزن بدن و وزن ارگان های آنها ایجاد نماید؛ توسط موش ها تحمل گردید. در پایان دوره تغییر معنی داری در میزان پروتئین تام، آلانین آمینوتراسفراز (ALT) و آسپارتات آمینوتراسفراز (AST) مشاهده نگردید. تیمار با اسانس زیره در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw توانست شاخص زخم در مدل زخم معده ایجاد شده با ایندومتاسین را به ترتیب به میزان 2.8&amp;plusmn;27.41 درصد و 1.01&amp;plusmn;18.02 درصد کاهش دهد (P&lt;0.05). در مدل زخم اتانولی نیز در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw میزان مهار زخم به ترتیب 4.3&amp;plusmn;65.65 درصد و 16&amp;plusmn;58.42 درصد تعیین شد (P&lt;0.05). شاخص پیشگیری زخم در مدل زخم معده ایجاد شده با ایندومتاسین در تیمار با اسانس زیره در دوزهای 40 و 80 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب 37.98% و 59.21% و در مدل زخم اتانولی در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw به ترتیب 12.4% و 22.05% تعیین شد. نتیجه گیری : اسانس حاصل از زیره سیاه بی خطر و به صورت حفاظتی در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw توانست زخم معده ایجاد شده را کاهش دهد و این اثر وابسته به دوز بود.</description>
						<author>قادر جلیل زاده امین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه سطح فروکتوزامین و هموگلوبین گلیکوزیله در زنان باردار</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2054&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : دیابت حاملگی در 3 تا 12 درصد زنان طی بارداری و به طور معمول در اواخر سه ماهه دوم بارداری بروز می کند. این مطالعه به منظور تعیین سطح فروکتوزامین و هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1C) در زنان باردار با آزمایش چالش گلوکز (glucose challenge test: GCT) غیرطبیعی و مقایسه آن با گروه شاهد به منظور یافتن آزمایش مناسب تر برای ارزیابی دیابت بارداری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد - شاهدی از 96 زن باردار با GCT بیش از 140 mg/dl به عنوان گروه مورد و 96 زن باردار با GCT کمتر از 140 mg/dl به عنوان گروه شاهد، نمونه خون گرفته شد. برای سنجش فروکتوز آمین سرم از روش الایزا و آزمایش هموگلوبین گلیکوزیله از روش شیمیایی استفاده شد. یافته ها : در گروه مورد همبستگی معنی داری بین GCT با فروکتوزآمین و هموگلوبین گلیکوزیله وجود داشت (P&lt;0.05). این همبستگی در مورد هموگلوبین گلیکوزیله به طور قابل ملاحظه ای (0.63 در برابر 0.24) بیشتر بود. در گروه شاهد این همبستگی معنی دار نبود. نتیجه گیری : علی رغم تمام اثرات بارداری بر سطح هموگلوبین، کماکان آزمایش هموگلوبین گلیکوزیله نسبت به سایر آزمایش ها برای پیگیری وضعیت بیماران دیابتی قابل اعتمادتر است.</description>
						<author>حمیدرضا جوشقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل خطر شکست درمان سل در استان سیستان و بلوچستان (منطقه پرخطر ایران)</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2051&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : شکست درمان سل یکی از مشکلات اساسی نظام سلامت در کشورهای در حال توسعه است. شناسایی زودهنگام بیماران برای پیشگیری از رخداد پیامدهای نامطلوب و تحمیل هزینه های زیاد ضروری است. این مطالعه به منظور شناسایی و تعیین عوامل موثر در شکست درمان بیماری سل در استان سیستان و بلوچستان (منطقه پرخطر ایران) انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 52 بیمار مسلول که تحت درمان شش ماهه قرار گرفته بودند؛ انجام شد. بیماران با شکست درمان به عنوان گروه مورد و بیماران با اسمیر خلط منفی، به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و پیامدهای درمان از پرونده بیماران در سه شهرستان زابل، زهک و هیرمند از مناطق سیستان گردآوری شد. برای تعیین پیش بینی کنندگی شکست درمان از تحلیل چندمتغیره رگرسیون لجستیک دوحالته استفاده شد. یافته ها : عوامل خطر مستقل برای شکست درمان شامل سابقه خانوادگی بیماری سل (CI95%: 1-12.56, OR=3.55, P=0.04)، مصرف سیگار (CI95%: 1.58-51.21, OR=9, P=0.01)، مصرف مواد مخدر قبل یا در طول دوره درمان (CI95%: 5.28-123.91, OR=25.6, P=0.0001) و وزن پایین بدن (CI95%: 1.05-12.6, OR=3.65, P=0.04) بود. نتیجه گیری : سابقه خانوادگی ابتلا به سل، کاهش وزن در طول دوره درمان و اعتیاد به مواد مخدر و سیگار از جمله موارد پیش بینی کننده مهم شکست درمان سل است.</description>
						<author>حسینعلی آدینه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه قطر عرضی رکتوم و یبوست با عفونت مجاری ادراری کودکان</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2053&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : عفونت مجاری ادراری دومین عفونت شایع باکتریال در کودکان است. عوامل خطر متعددی از جمله یبوست برای عفونت مجاری ادراری وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین رابطه قطر رکتوم و یبوست با عفونت ادراری در کودکان 2 تا 12 ساله انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد &amp;ndash; شاهدی 40 کودک 2 تا 12 ساله مبتلا به عفونت مجاری ادراری و 40 کودک سالم از نظر خصوصیات دموگرافیک، قطر رکتوم با استفاده از سونوگرافی، علایم و مدت زمان ابتلا مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. یافته ها : یبوست در 25 کودک (62.5%) از گروه مورد و 7 کودک (17.5%) از گروه شاهد وجود داشت (P&lt;0.05). قطر عرضی رکتوم گروه مورد (47.64 mm) در مقایسه با گروه شاهد (26.48 mm) افزایش آماری معنی داری نشان داد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : با توجه به نتایج این مطالعه مبنی بر افزایش قطر عرضی رکتوم کودکان مبتلا به عفونت ادراری در مقایسه با کودکان سالم، استفاده از سونوگرافی به عنوان روشی قابل اعتماد در رد یا تایید یبوست همزمان در مبتلایان به عفونت ادراری پیشنهاد می گردد.</description>
						<author>عبدالرسول علایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیامد بیماران ترخیص شده از بخش اورژانس با تشخیص درد شکم غیراختصاصی</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2059&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : علل درد شکمی غیرتروماتیک متنوع بوده و شامل وضعیت های خفیف تا شرایط وخیم تهدیدکننده حیات است. این مطالعه به منظور تعیین پیامد بیماران ترخیص شده از بخش اورژانس با تشخیص درد شکم غیراختصاصی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کوهورت روی 247 بیمار مبتلا به درد شکم غیراختصاصی ترخیص شده از بخش اورژانس مرکز آموزشی درمانی امام حسین (ع) در سال های 89-1390 انجام شد. پس از چهار هفته، ادامه یا بهبود درد، مراجعه مجدد به مراکز درمانی و تشخیص های احتمالی بعدی، بروز عوارض و مرگ از طریق پیگیری تلفنی بررسی شد. یافته ها : 158 بیمار ادامه درد را تجربه کردند که 71 بیمار (45 درصد) به مراکز درمانی مراجعه مجدد نمودند که علت درد در 45 بیمار (28.5%) مشخص گردید. شایع ترین علت درد با تشخیص قطعی سندرم روده تحریک پذیر (3.2%) بود. عوامل موثر در شناسایی علل درد شکمی شامل سابقه ابتلا به دردهای مشابه (OR=4.04, P=0.01)، وجود یافته های غیرطبیعی در سونوگرافی شکم (OR=8.2, P=0.005)، یافته غیرطبیعی در آنالیز ادراری (OR=7.4, P=0.02) و استمرار دردهای شکمی بیش از 2 روز (OR=4.04, P=0.02) تعیین شد. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه همانند سایر مطالعات انجام شده در سایر مناطق، بیشتر مراجعات با شکایت درد شکمی غیراختصاصی به تشخیص قابل قبولی منتهی نمی شوند و بیشتر آنها نیز بدون عارضه خاصی بهبود می یابند.</description>
						<author>محمود بارده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگو و عوامل خطرساز بروز کریپتورکیدیسم در گرگان</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2056&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : کریپتورکیدیسم یک نقص تکاملی است که در آن یک یا هر دو بیضه به اسکروتوم نمی رسند. این مطالعه به منظور تعیین الگو و عوامل خطرساز در وقوع کریپتورکیدیسم در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه کوهورت 2851 نوزاد پسر از نظر ابتلا به ناهنجاری مادرزادی کریپتورکیدیسم بررسی شدند. سن مادر، شغل مادر، اعتیاد مادر، محل سکونت ، اشتغال مادر در مزارع، قومیت، وزن نوزاد و مچوریتی نوزاد در پرسشنامه ای ثبت شد. نوزادان ناهنجار از نظر نزول یا عدم نزول بیضه ها به مدت یک سال پس از تولد پیگیری شدند. یافته ها : میزان بروز ناهنجاری کریپتورکیدیسم در بدو تولد 18.9 در 1000 تولد تعیین شد. میزان بروز کریپتورکیدیسم یک طرفه و دوطرفه به ترتیب 11.7 در 1000 تولد و 7.1 در 1000 تولد تعیین گردید. میزان بروز کریپتورکیدیسم در نوزادان پره ترم (30 در 1000 تولد) به طور معنی داری بیشتر از نوزادان ترم (20 در 1000 تولد) و نوزادان پست ترم (11.4 در 1000 تولد) بود (P&lt;0.05). وزن نوزادان با کریپتورکیدیسم یک طرفه (537&amp;plusmn;3024 gr) در مقایسه با نوزادان سالم (489&amp;plusmn;3253 gr) به طور معنی داری کمتر بود (P&lt;0.05). میزان بروز ناهنجاری کریپتورکیدیسم به صورت غیرمعنی داری در قومیت ترکمن (10در هزار تولد) نسبت به قومیت فارس (21 در هزار تولد )و سیستانی (23 در هزار تولد)کمتر بود. باتوجه به پیگیری یک ساله بیضه 41 نوزاد (77.3%) بدون مداخله دارویی و جراحی به درون کیسه بیضه بازگشته بود. نتیجه گیری : وزن کم بدو تولد، پره مچوریتی و قومیت از عوامل خطر مهم بروز کریپتورکیدیسم در گرگان تعیین شدند.</description>
						<author>محمدجعفر گلعلی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی آنتی‌ژن‌های اصلی و B مایع کیست هیداتید در تشخیص سرولوژیک هیداتیدوزیس</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2048&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : هیداتیدوزیس بیماری انگلی زئونوز مزمن با انتشار جهانی است که توسط مرحله لاروی کرم اکینوکوکوس ایجاد می گردد. این مطالعه به منظور ارزیابی آنتی ژن های اصلی و B مایع کیست هیداتید برای تشخیص هیداتیدوزیس انسانی با استفاده از روش های کانترایمنوالکتروفورز (CIEP)، الایزا (ELISA) و الایزا نقطه ای (Dot ELISA) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی مایع کیست و کبدهای آلوده به کیست هیداتید حیوانات جمع آوری گردید. مایع کیست تخلیه و صاف شد و رسوب آن با استفاده از سانتریفیوژ یخچال دار برای تغلیظ آماده گردید. حساسیت و ویژگی آنتی ژن های اصلی و B 60 نمونه سرم هیداتیدوزیس، 55 نمونه انگل های کرمی (35 نمونه سرم فاسیولیازیس، 20 نمونه سرم توکسوکاریازیس) و 35 سرم کنترل منفی مورد آزمایش با استفاده از روش های کانترایمنوالکتروفورز، الایزا و الایزا نقطه ای تعیین گردید. یافته ها : آنتی ژن خام مایع هیداتید با روش کانترایمنوالکتروفورز با ویژگی 68.9%، حساسیت 86.7% بود که پیک دوم حاصل از ژل فیلتراسیون با آنتی ژن خام ویژگی 82.2% و حساسیت 83.3% را نشان دادند. آنتی ژن B با روش کانترایمنوالکتروفورز، ویژگی 87.8% و حساسیت 83.3% داشت. در روش الایزا با آنتی ژن خام مایع هیداتید، ویژگی 76.7% و حساسیت 93.3% بود. محلول آنتی ژن B با روش الایزا دارای ویژگی 96.7% و حساسیت 88.3% از بالاترین ویژگی برخوردار بود. در آزمایش الایزا نقطه ای با رقت یک به 800 سرم، آنتی ژن خام مایع هیداتید ویژگی 83.3% و حساسیت 100درصد را نشان داد و آنتی ژن B با روش الایزا نقطه ای در رقت یک به 800 سرم ویژگی 100درصد و حساسیت 98.3% را مشخص نمود. نتیجه گیری : آنتی ژن B با رقت یک به 800 سرم با بیشترین ویژگی و حساسیت با استفاده از روش الایزا نقطه ای، مناسب ترین روش برای تشخیص آلودگی کیست هیداتید است.</description>
						<author>فاطمه ملکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اطلاع‌دهندگی مارکر D7S2456 در تشخیص مولکولی ناشنوایی غیرسندرمی اتوزومی مغلوب در پنج قومیت ایرانی</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2049&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : جهش های ژن &lt;i&gt;SLC26A4 &lt;/i&gt;پس از ژن &lt;i&gt;GJB2 &lt;/i&gt;مهم ترین عامل ژنتیکی ایجاد کننده ناشنوایی غیرسندرمی با وراثت اتوزومی مغلوب هستند که امروزه در تشخیص های مولکولی مورد بررسی قرار می گیرند. در پایگاه داده ها تعداد زیادی از مارکرهای STR مرتبط با این ناحیه معرفی شده است. این مطالعه به منظور تعیین خصوصیات و اطلاع دهندگی مارکر D7S2456 با توالی های تکراری CA که در ناحیه 3 ژن &lt;i&gt;SLC26A4 &lt;/i&gt;است؛ در پنج قومیت از جمعیت ایرانی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی تعیین ژنوتیپ جایگاه ژنی مارکر D7S2456 در 165 فرد شنوای غیرخویشاوند از پنج قوم فارس، آذری، ترکمن، گیلک و عرب توسط واکنش زنجیره ای پلیمرازی (PCR) و سپس ژل الکتروفورز پلی اکریل آمید (PAGE) و در نهایت الکتروفورز فلورسنت موئینه صورت گرفت. در این مطالعه از نرم افزارهایGeneMarker HID Human STR Identity، GenePop و Microsatellite Tools استفاده شد. یافته ها : بررسی آلل های مارکر D7S2456 بیانگر حضور 9 آلل در جمعیت ایرانی بود و آلل 5 با فراوانی 55درصد در جمعیت ایرانی فراوان ترین آلل تعیین شد. بالاترین هتروزیگوسیتی مشاهده شده متعلق به قوم آذری به میزان 81.8% بود. بررسی تعادل هاردی-واینبرگ (HWE) نشان داد که کلیه اقوام جمعیت ایرانی به غیر از قوم فارس برای مارکر D7S2456 در تعادل هستند. بررسی مقدار PIC (Polymorphism Information Content) مارکر مابین 0.44 و 0.7 حاکی از اطلاع دهندگی متوسط (Moderately Informative) آن در اقوام مورد بررسی جمعیت ایرانی بود. نتیجه گیری : مارکر D7S2456 اطلاع دهنده متوسط در تشخیص های مولکولی ناشنوایی غیرسندرمی وابسته به &lt;i&gt;SLC26A4 &lt;/i&gt;با توارث اتوزومی مغلوب به روش آنالیز پیوستگی در جمعیت ایرانی است.</description>
						<author>مرتضی هاشم زاده چالشتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوی اپیدمیولوژیکی سل خارج ریوی در استان مازندران (90-1380)</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2055&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : با توجه به روند افزایشی بروز سل خارج ریوی در ایران؛ این مطالعه به منظور تعیین الگوی اپیدمیولوژیکی این بیماری در استان مازندران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی &amp;ndash; تحلیلی روی پرونده 3313 فرد مبتلا به سل در شهرهای مختلف استان مازندران طی سال های 1380 لغایت 1390 انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات چک لیستی بود که با توجه به متغیرهای سن، جنس، سال ابتلا، منطقه سکونت و عضو مبتلا تنظیم گردید. یافته ها : 843 نفر (25.4%) مبتلا به سل خارج ریوی بودند. میزان بروز سل خارج ریوی به ازای هر واحد افزایش در سال، 4 درصد افزایش نشان داد (P&lt;0.05). میانگین سن (20.6&amp;plusmn;42.8) مبتلایان به سل خارج ریوی به طور معنی داری کمتر از مبتلایان به سل ریوی (21.2&amp;plusmn;48.7) بود (P&lt;0.05). همچنین ابتلا زنان به سل خارج ریوی به طور معنی داری بیشتر از مردان (P&lt;0.05) و شانس ابتلا آنها به این نوع از سل 1.7 برابر مردان بود. عمده ترین عضو مبتلا به سل خارج ریوی، غدد لنفاوی (33%) ، پلور (18.9%) و استخوان (17.7%) بود. نتیجه گیری : روند بروز سل خارج ریوی طی سال های 1380 لغایت 1390 سیر صعودی داشت و شایع ترین عضو مبتلا به سل خارج ریوی غده لنفاوی بود.</description>
						<author>نرگس خانجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش تشخیصی معاینات بالینی در تعیین محل ضایعات تحت چادرینه‌ای بیماران مبتلا به نشانگان عروقی مغز</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2074&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : تعیین ارزش تشخیصی نشانگان بالینی عصبی به منظور تعیین توپوگرافی ضایعات سیستم اعصاب مرکزی می تواند در مواردی از انجام غیرضروری MRI بیماران کاسته و هزینه انجام اقدامات تشخیصی را در مواردی کاهش دهد. این مطالعه به منظور تعیین ارزش تشخیصی معاینات بالینی در تعیین محل ضایعات تحت چادرینه ای بیماران مبتلا به نشانگان عروقی مغز انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 200 بیمار مبتلا به نشانگان عروقی مغز بستری در بخش اورژانس اعصاب مرکز آموزشی درمانی قائم (عج) مشهد طی سال 1390 انجام شد. با توجه به معاینات بالینی، حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی و دقت تشخیصی برای هریک از علایم بالینی در مقایسه با MRI به عنوان روش استاندارد تعیین توپوگرافی ضایعات تعیین گردید. یافته ها : دقت تشخیصی تتراپارزی و سندرم های متقاطع برای توپوگرافی تصویری ضایعه در ساقه مغز به ترتیب 79 درصد و 83 درصد تعیین شد. دقت تشخیصی همی آتاکسی برای توپوگرافی تصویری ضایعه در نیمکره مخچه همان طرف 98درصد بود. دقت تشخیصی نشانگان والنبرگ برای توپوگرافی تصویری ضایعه در لترال بصل النخاع 98 درصد تعیین شد. نتیجه گیری : با استفاده از مهارت های بالینی و انجام معاینه عصبی دقیق برای مشخص نمودن نشانگان بالینی عصبی، می توان در مواردی توپوگرافی ضایعات عروقی علامت دار مغز را با دقت بالا تعیین نمود و از انجام غیرضروری MRI در بیماران کاست.</description>
						<author>آتنا شریفی رضوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>یافته‌های کولونوسکوپیک و هیستوپاتولوژیک بیماران مبتلا به هماتوشزی</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2047&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : بهترین روش در برخورد با بیماران مبتلا به هماتوشزی یا خونریزی از رکتوم، کولونوسکوپی است. این مطالعه به منظور تعیین یافته های کولونوسکوپیک و هیستوپاتولوژیک در بیماران مبتلا به هماتوشزی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 117 بیمار (50 مرد و 67 زن) مبتلا به هماتوشزی مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان در سال 1389 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سابقه پزشکی، نتایج کولونوسکوپیک و هیستوپاتولوژیک همه بیماران ثبت گردید. یافته ها : شایع ترین یافته کولونوسکوپیک، هموروئید بود. شایع ترین یافته در افراد زیر 43 سال بیماری های التهابی روده و افراد بالای 43 سال آدنوکارسینوم بود (P&lt;0.05). در بررسی هیستوپاتولوژیک شایع ترین یافته کولیت اولسراتیو (22.2%) بود. شایع ترین محل آناتومیک در افراد مبتلا به بیماری های التهابی روده رکتوسیگموئید بود. تمام موارد بیماری های التهابی روده و سرطان در سمت چپ کولون یافت شد. نتیجه گیری : برای بررسی علل هماتوشری در افراد با سن کمتر از 42 سال سیگموئیدوسکوپی توصیه می شود و در افراد 43 ساله و بالاتر، انجام سیگموئیدوسکوپی یا کولونوسکوپی بایستی براساس شرایط بیمار صورت گیرد.</description>
						<author>تقی امیریانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوی مصرف آنتی‌بیوتیک در مرکز آموزشی درمانی رازی اهواز (91-1390)</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2052&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : مصرف بی رویه آنتی بیوتیک ها یکی از مشکلات مهم بهداشتی در جهان است. افزایش میکروب های مقاوم به آنتی بیوتیک ها هشداری به مسؤولان بهداشتی و درمانی کشور در جهت مصرف منطقی داروها است. این مطالعه به منظور تعیین الگوی مصرف آنتی بیوتیک در مرکز آموزشی درمانی رازی اهواز انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 17668 بیمار بستری در مرکز آموزشی درمانی رازی اهواز طی سال های 1390 لغایت 1391 انجام شد و تجویز مناسب یا نامناسب آنتی بیوتیک ها براساس دستورالعمل کتاب مرجع عفونی مندل مورد قضاوت وسنجش قرار گرفت. یافته ها : 3119 بیمار آنتی بیوتیک ها را با مقاصد درمانی دریافت نمودند و از این میان 2482 نفر (79.6%) اندیکاسیون مصرف آنتی بیوتیک داشتند. 20.4% تحت درمان غیرضروری قرار گرفته بودند. از کل بیماران با اندیکاسیون دریافت آنتی بیوتیک، 51.9% ترکیب دارویی نادرست، 18.1% دوز نامناسب و 6.5% طول مدت درمان نامناسب داشتند. مصرف غیرضروری آنتی بیوتیک، نوع آنتی بیوتیک نامناسب، دوز نادرست دارو و طول مدت درمان نادرست به ترتیب در بخش های داخلی و عقرب زدگی بیشترین و در بخش عفونی کمترین بود (P&lt;0.05). نتیجه گیری : الگوی مصرف آنتی بیوتیک در بیمارستان رازی نامناسب ارزیابی شد. تجویز غیرضروری، طیف آنتی بیوتیک مصرفی، دوز آنتی بیوتیک تجویز شده و طول مدت درمان از علل این الگوی نامناسب بودند که نیاز به بازنگری جدی دارد.</description>
						<author>سیدمحمد علوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوارض ناشی از رادیوتراپی در بیماران مبتلا به سرطان‌های سر و گردن</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2060&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : رادیوتراپی به عنوان یکی از روش های اصلی در درمان سرطان های سروگردن، علاوه بر از بین بردن سلول های سرطانی به سلول های طبیعی نیز آسیب رسانده که به دنبال آن عوارض سابژکتیو (ذهنی) و ابژکتیو (عینی) حادث می شود. این مطالعه به منظور تعیین عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی در بیماران مبتلا به سرطان های سروگردن انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 45 بیمار (28 مرد و 17 زن) مبتلا به سرطان های سر و گردن کاندید دریافت رادیوتراپی، قبل، حین و یک تا سه ماه پس از درمان بررسی شدند. پرسشنامه LENT-SOMA فارسی شده برای بررسی عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی از قبیل درد، خشکی دهان، دیسفاژی، تریسموس و اختلال چشایی استفاده شد. یافته ها : 80 درصد بیماران در تمامی زمان های مورد بررسی تجربه درد داشتند. در تمامی زمان های مورد بررسی، بالاترین رتبه های شدت درد، دفعات ابتلا به آن و دفعات مصرف مسکن به ترتیب مربوط به گلودرد و دردگوش بود. شدت و دفعات درد و در پی آن دفعات مصرف مسکن در نواحی گلو، گوش، فک، دهان (P&lt;0.05) و دندان (P&lt;0.05) در فاصله یک ماه پس از درمان بیش از سه ماه پس از درمان بود. زروستومیا، دیسفاژی و اختلال چشایی در فاصله یک ماه پس از درمان به طور معنی داری بیش از سه ماه پس از درمان بود (P&lt;0.05). درد در ناحیه گوش و فک با دوز اشعه ارتباط داشت (P&lt;0.05). نتیجه گیری : شدت عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی در مبتلایان به سرطان های سر و گردن پس از گذشت یک ماه از پایان درمان به اوج خود رسید و از آن پس تا پایان ماه سوم پس از درمان به سمت بهبودی پیش رفت تا جایی که به نقطه قبل از آغاز درمان نزدیک گردید؛ هرچند بر آن منطبق نشد.</description>
						<author>مریم ربیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین جهش‌های شایع ژن CFTR در مبتلایان به سندرم راکی تانسکی</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2058&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سندرم راکی تانسکی با ویژگی هایی نظیر رشد ناکامل لوله های مولرین در فردی با کاریوتایپ XX ، فنوتیپ زنانه و آمنوره توصیف می شود. این مطالعه به منظور ارزیابی جهش های شایع ژنCystic Fibrosis Transmembrane Conductance Regulator (DF508, G542X, N1303K, W1282X) در بیماران زن مبتلا به سندرم راکی تانسکی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد &amp;ndash; شاهدی روی 25 زن مبتلا به سندرم راکی تانسکی و 25 زن سالم انجام شد. از افراد نمونه خون گرفته شد. DNA با روش های معمول استخراج گردید و جهش های شایع ژن CFTR با روش ARMS-PCR بررسی شد. یافته ها : جهش DF508 در 3 نفر از گروه مورد و یک نفر از گروه شاهد مشاهده شد. جهش های شایع دیگر مورد مطالعه در هیچ کدام از افراد گروه های مورد و شاهد مشاهده نگردید. نتیجه گیری : جهش DF508 در 12 درصد از افراد مبتلا به بیماری راکی تانسکی مشاهده شد.</description>
						<author>فاطمه اسدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تب راجعه در بیمار مبتلا به اسفروسیتوز ارثی : گزارش یک مورد</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2062&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بورلیوزیس یا تب راجعه از دسته بیماری های اسپیروکتی است که توسط گونه های محتلف بورلیا ایجاد می شود. این بیماری با حملات راجعه تب و لرز واسپیروکتمی مشخص می گردد و می تواند باعث انتشار و درگیری ارگان های متعدد و حتی مرگ گردد. بیمار معرفی شده در این مقاله مردی 23 ساله با اسفروسیتوز ارثی است که با تب و لرز تکان دهنده و درد شکم از یک هفته قبل از بستری مراجعه نمود. در اسمیر خون محیطی بیمار در نوبت سوم اسپیروکت مشاهده شد و تشخیص بورلیوز داده شد و بعد از یک هفته درمان با داکسی سیکلین خوراکی با حال عمومی خوب ترخیص گردید. همراهی بورلیوزیس با همولیز زمینه ای در این بیمار منجر به ایجاد تظاهرات بالینی گمراه کننده گردید.</description>
						<author>مونا تفرشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد روش تهویه APRV در درمان هیپوکسی تهدیدکننده حیات در بیماران ARDS</title>
						<link>http://www.scrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=2061&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>(APRV) Airway Pressure Release Ventilation یک روش تهویه ای جدید است. از این روش در مواردی از Acute Respiratory Distress Syndrome (ARDS) که به استراتژی حجم جاری کم با روش Assist Controlled Mandatory Ventilation (ACMV) پاسخ نمی دهد؛ استفاده می شود. در این مقاله چهار بیمار مبتلا به ARDS که با روش تهویه ای ACMV دچار هیپوکسی تهدیدکننده حیات شدند و هیپوکسی آنها با روش تهویه ای APRV اصلاح گردید؛ معرفی شده است. گرچه هبپوکسی در تمام بیماران با روش APRV برطرف شد؛ ولی دو بیمار فوت کردند.</description>
						<author>پرویز امری مله</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
